به بسیاری از خانوادههایی بپیوندید که پتانسیل زبانی فرزندانشان را با Voiczy آزاد میکنند.
به مدت 7 روز رایگان امتحان کنید - هر زمان که بخواهید لغو کنید
منتشر شده در:
ما بهعنوان یک خانواده مهاجر که در هلند فرزندی چندزبانه را بزرگ میکنیم، با سکوت انتخابی به شکلی روبهرو شدیم که احتمالاً برای خیلی از والدین آشناست: با سردرگمی و نگرانی. پسر سهسالهمان در خانه پر از شادی بود؛ مدام به ترکی و فارسی (زبانهای مادریمان) حرف میزد و خانه را با خنده و قصههایش زنده نگه میداشت. اما در پیشدبستانی، انگار ناگهان همهچیز عوض میشد. همان کودک پرانرژی و پرحرفی که میشناختیم، ساکت میشد و دیواری نامرئی میان او و همسالانش شکل میگرفت.

حالا که به گذشته نگاه میکنیم، نشانهها ظریف بودند، اما مهم. اول سکوتش را به حساب خجالتی بودن میگذاشتیم — بالاخره من و همسرم هم در کودکی بچههای کمحرفی بودیم — اما در سکوت او چیزی بود که با خجالت معمولی فرق داشت. وقتی به کشور خودمان سفر میکردیم، با تعجب میدیدیم که کنار پدربزرگها، مادربزرگها و بچههای فامیل، به کودکی پرجنبوجوش و راحت تبدیل میشود. همین تفاوت واضح بین رفتارش در محیطهای آشنا و ناآشنا، اولین نشانهای بود که به ما گفت شاید موضوع، چیزی بیشتر از خجالتی بودن باشد.
نقطه بیدارباش ما در جلسهای با مربیان پیشدبستانی بود. بعد از دو سال حضور در آنجا، به ما گفتند که پسرمان در فعالیتهای گروهی شرکت نمیکند و با بچههای دیگر ارتباط نمیگیرد. شنیدن این موضوع برای ما واقعاً سخت بود — چون فکر میکردیم کمکم دارد جا میافتد و با دیگران ارتباط برقرار میکند. همانجا فهمیدیم اینکه فقط وقتی کنار ماست احساس امنیت میکند و حرف میزند، صرفاً یک مرحله گذرا نیست؛ الگویی است که باید جدی گرفته شود.
مسیر ما وقتی شکل روشنتری گرفت که مربیان پیشدبستانی پسرمان، گفتاردرمانی را پیشنهاد کردند؛ چیزی که آن زمان برای ما نسبتاً تازه بود. از همین مسیر با خانم مونیشا لیو سیه آشنا شدیم؛ گفتاردرمانگری باتجربه که نقش مهمی در شناخت بهتر وضعیت پسرمان داشت.
مونیشا با دقت، سه جلسه جداگانه با پسرمان برگزار کرد تا تواناییهای زبانی او را بررسی کند. ارزیابی او نشان داد که پسرمان از نظر درک زبان هلندی، متناسب با سنش عمل میکند — جملههای ۳ تا ۴ کلمهای را میفهمد و دستورها را خوب دنبال میکند. اما نکته مهم این بود که او فقط به همین ارزیابی بسنده نکرد و یک قدم جلوتر رفت: پسرمان را در پیشدبستانی هم مشاهده کرد.
همانجا بود که با دیدن تفاوت آشکار بین مهارت زبانی خوب او و سکوت کاملش در بعضی موقعیتهای اجتماعی، به این نتیجه رسید که چیزی که ما خجالتی بودن میدانستیم، شاید در واقع «سکوت انتخابی» باشد. این اولین بار بود که این اصطلاح را میشنیدیم و همین آشنایی، نقطه عطفی در درک چالشهای پسرمان شد.
سکوت انتخابی (SM) یک اختلال اضطرابی است. یعنی کودک در بعضی موقعیتهای اجتماعی خاص، مثل مدرسه یا مکانهای عمومی، نمیتواند حرف بزند؛ در حالی که در جاهایی که احساس امنیت میکند، مثل خانه، ممکن است کاملاً راحت و روان صحبت کند.
پژوهشها نشان میدهند که سکوت انتخابی هم به زمینههای ژنتیکی مربوط است و هم به عوامل محیطی:
چیزی که سکوت انتخابی را از خجالتی بودن جدا میکند، عمیقتر از چیزی است که معمولاً تصور میشود:
اگر سکوت انتخابی درمان نشود، میتواند روی رشد اجتماعی و آموزشی کودک اثر عمیقی بگذارد. وقتی به کودکی خودم فکر میکنم، احساس میکنم شاید خودم هم تا حدی سکوت انتخابی یا اضطراب اجتماعی را تجربه کرده بودم. یادم هست در دبستان، حتی وقتی جواب سؤالها را میدانستم، از گفتنشان میترسیدم. گاهی فقط فکرِ حرف زدن جلوی چند نفر هم برایم اضطرابآور بود. شاید چون در آن فضا یا کنار همسالانم احساس راحتی نداشتم، خودم را از دوستیهای نزدیک هم عقب میکشیدم.
این میتواند بخشی از تجربه خیلی از کودکانی باشد که با سکوت انتخابی زندگی میکنند. این اختلال میتواند روی توانایی آنها برای شرکت در کلاس، دوست پیدا کردن و حضور در فعالیتهای اجتماعی اثر بگذارد. ما بهعنوان والدین باید تلاش کنیم فضایی امن و حمایتی بسازیم تا فرزندمان بتواند بدون فشار زیاد، خودش را بیان کند و حرف زدن برایش به یک میدان سخت تبدیل نشود. بیشتر بچهها بهمرور و با گذشت زمان بازتر میشوند؛ اما کمک گرفتن از متخصصان این حوزه واقعاً مهم است.
روشهای مؤثر درمانی معمولاً ترکیبی از چند رویکرد هستند:
برای کودکانی که زبان خانهشان با زبان جامعه فرق دارد، تقویت مهارت در زبان جامعه میتواند نقش مهمی در عبور از سکوت انتخابی داشته باشد. وقتی مهارت زبانی کودک بیشتر میشود، معمولاً اعتمادبهنفس و احساس راحتی او هم در موقعیتهای اجتماعی بالاتر میرود. به همین دلیل، توجه به رشد زبانی باید بخش مهمی از برنامه درمانی باشد — بهویژه اگر کودک در یک زبان خاص، نشانههای شدیدتری از سکوت انتخابی نشان میدهد.
این موضوع برای خانوادههایی که نگران یادگیری زبان، وضعیت کودکان دوزبانه یا تأثیر محیط بر حرف زدن فرزندشان هستند، اهمیت ویژهای دارد.
مسیر ما با سکوت انتخابی هنوز ادامه دارد، اما دیگر در تاریکی پیش نمیرویم. با آگاهی، حمایت و مداخله درست، کودکان مبتلا به SM میتوانند صدای خودشان را پیدا کنند و شکوفا شوند.
یادتان باشد: مسیر هر کودک با دیگری فرق دارد. اما با صبر، درک و حمایت مناسب، پیشرفت کاملاً ممکن است. این سکوت هم میتواند شکسته شود — قدمبهقدم، آرامآرام.